تبلیغات
یـــــــادیـــــــاران - اصطلاحات جبهه

یـــــــادیـــــــاران

بزرگ مرد تاریخ

جستجو











شهید صدوقی

العطش : من تشنه ام


ترکش با معرفت : ترکشی که از بالای سر حرکت
می کرد و به رزمنده اصابت نمی کرد.


یک خاکریز برو جلو : در نماز جماعت وقتی جا
کم بود.


چهره ترکش پسند : صورت نورانی.


شب دامادی : شب عملیات.


تجدید آوردن : مجروح شدن.


دکمه عقیدتی : دکمه ی بالای پیراهن .


موقعیت زنجان : رفتن به مرخصی و منزل.
داروی رفع خستگی : صلوات بر آل محمد و آل محمد

(ص).


پدربزرگ فشنگ‌ها :
گلوله توپ ضد هوایی که نسبت به فشنگ سایر سلاح‌ها بزرگتر و

سنگین‌تر بود. گویی آنها چه‌های
او بودند و ایشان پدربزرگ آنها!


دزدگیر : قوطی‌های خالی کمپوت و کنسروی که در مسیر تردد دشمن می‌ریختند و معبرهای

نفوذی را به این ترتیب به روی آن‌ها سد می‌کردند؛ به این معنی که با ایجاد سر و صدای ناشی

از برخورد با این قوطی‌ها بچه‌ها می‌توانستند از آمد و رفت دشمن در این نقاط مطلع بشوند.



زوروی دسته :
نیرویی که دور از چشم دیگران و بچه های دسته ظروف غذا را می

شوید، ظروف آب را آب می کند و سنگر و چادر را نظافت می کند ؛ به نحوی که هیچ

وقت هیچ کس نمی داند که این کارها به وسیله چه کسی انجام شده است. کنایه

از اینکه مثل زورو سر بزنگاه حاضر می شود، کارش را می کند و بعد دوباره غیبش می زند.


آبگرمکن نفتی: موشک ساخت ایران. کنایه از موشکهای 9 متری و 12 متری است که در جنگ شهرها و برای زدن تأسیسات نظامی و اقتصادی دشمن استفاده می شد. و اشاره دارد به خوش هیکلی! آن؛ درست مثل آبگرمکن نفتی در مقایسه با نوع گازی و کم حجم آن، این موشکها را بچه ها با راکتهای گرد و جمع و کوچولوی دشمن می سنجیدند و نتیجتاً به چنین تعبیر طنز آمیزی می رسیدند.


آب زیر کار : غواص و نیروی عملیاتی که در زیر آب کار می کند و باید از تیز هوشی و فراست بالایی برخوردار باشد تا کارش از شامه دشمن مصون بماند و دیگر نیروها بتوانند وارد عمل شوند.

تصرفی است در اصطلاح پشت جبهه ای «آب زیر کاه» که آدم زبر و زرنگ و مخفی کار را افاده می کند.


عبدالله:کسی که زیاد عبادت می کرد. دائم در کار نماز و روزه و نذر و نیاز بود. اهل خلوت و گوشه گیری و بشوخی و جدی، تارک دنیا و ذاکر آخرت.


احمد جاسم ده بالا عروسی دارد:

توپخانه دشمن مزدور دوباره کار می کند.فراوانی نسبت جاسم به دنبال اسامی نیروهای بعثی باعث شده بود تا رزمندگان ما، همه اسرایی را که عملیات و مواقع پیشروی می گرفتند، به همین نام بخوانند، که فی الواقع جسیم و هیکل مند هم بودند. تشبیه گلوله باران دشمن به عروسی در ده، از یک طرف کنایه از رغبت تمام دشمن به تجاوز بود که در حال وجد و از خود بیخودی بروز می داد. و از طرف دیگر تحقیر و ناچیز شمردن این پایکوبی و تنزل آن در محدودیت یک ده را به همراه داشت.


آمپر جبهه:چیزی که با آن اخلاص و اتصال با خدا را در جبهه اندازه گیری می کنند. وقتی توجه و توسل به ائمه علیهم به اوج خود – نقطه جوش و خروش – می رسید، می گفتند: آمپر جبهه به 100 رسیده است. «آمپر چسبید به صد» هم می گفتند، خصوصاً بعد از زیارت عاشورا که در حال برگشتن به چادرهای اجتماعی خود بودند.

آر پی جی زن : کسی که در حضور جمع از شخصی تعریف می کرد. البته نسبت به آنچه انجام داده نه حمد و مدح برای کار هایی که نکرده بود بنا براین شخص بر می آشفت و می گفت :آر پی جی نزن .  یعنی کارم را خراب نکن و آنچه در مبارزه با نفس و خود سازی به دست آورده ام بر باد نده.

  اتوبوس بهشت : خمپاره و گلوله توپ و تانک و امثال آن ، به اعتبار اینکه بچه ها نوعاً به وسیله اصابت آنها به فیض شهادت می رسیدند و به تبع آن ، به بهشت  خشنودی حق تعالی راه می یافتند . گویی اتوبوس مخصوص بهشت بودند که همراهان خود را به آن مقصود و مقصد می رساندند.                           

                                           «برگرفته از کتاب فرهنگ جبهه»

                                                      

http://rghiasi.persiangig.com/gif-%20gif/130.gif



نوشته شده در جمعه 26 آذر 1389 توسط مهدی حکیمیان
مقام معظم رهبری

درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin